این چند روز ذهنم درگیر دو موضوعهماجرای پای شوهرخواهرموقع کار توی خونه ای که تازگیا داره تعمیر و بازسازیش می کنه موقع تخریب یکی از دیوار ها دیوار میریزه روی پاش و زخمیش می کنهاونم فکر می کنه یه زخم عادیه و جدی نمی گیره و دکتر نمیرهولی بعد چند روز می بینه نخیر خوب که نمیشه بدتر داره میشهبالاخره مجبور میشه و میره دکتر و الان دو سه روی هست توی بیمارستان به خاطر عفونت زخمش بستریهیه بار خونه شون یه بار هم بیمارستان رفتم ملاقاتشخدا کنه زودتر خوب شه و بیاد خونههم خودش اذیتههم خواهرم این روزا زندگیش به هم ریختهدوتا بچه مدرسه ایمغازه شونو کارای بیمارستان رفتن و اومدنخسته اش کردهخدا بهش توان بده و به همه مریض دارااز اون ور سمیه دیروز بالاخره بعد چند وقت عمل کیسه صفراش رو انجام داد فکرم پیش اونم هست یه بار با خواهرش یه بار هم با امید حرف زدمانگار خیلی حالش بده بعد عمل و خیلی درد دارهکاش زود سرپا بشهخیلی بابت سلامتیش اذیتهکلی مشکل داره این یکی رو فعلا داره درمان می کنههمیشه شعار میدیم و میگیم و میشنویم سلامتی هیجی سلامتی نمیشهولی واقعا کدوم مون شاکرش هستیمخدایا تن مون رو سلامت نگهداربه خاطر خودمون که رنج مریضی نکشیمبه خاطر خانواده و عزیزامون که با دیدن رنج مون رنج می کشنخدایا لطفا سلامتیهمین ماجراها منو دوباره به فکر انداخته ماجرای بیمه مون رو دوباره از سر بگیرم خدا کنه بتونیم
برچسب:
نویسنده: هستی حیدریان
تاريخ: دوشنبه
28 فروردين
1402 ساعت: 23:40